عیدی میخوامامسال هم منتظر تحولاتی در اینجا بمانید

  
نویسنده : فاریا ; ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ فروردین ،۱۳۸٦


 


  فاریا رومانتیک میشود

 با سلام و عليكم فاريا پس از يك غيبتي همچون مدت انتظار كشيدن برا ديدن عخشت دوباره سر رسيده . دوستون دارم .
ياد يه بهار به خير . وقتي عاشق شده بودم يه سري ترانه و آهنگ گوش ميكردم .
ملت : غير مجاز يا مجاز ؟؟ هان ؟؟؟
من : گير داديد دوباره ؟؟؟
الان اون آهنگها رو ميشنوم يه حسي بهم دس ميده. با اينكه خدارو شكر بهش رسيدم بازم دلم حال و هواي اون روزا رو ميكنه ..
شماها : ميخواي دوباره عاشق بشي ؟
من : خير

ولی اون روزا اصلا یه چیز دیگس . قایمکی دیدنش  یواشکی صحبت کردنا ااااا ... نیم نگاه هاا خیلی لذت بخشه خیلی . خدا کنه همه به عشقشون برسن

فاریا عادی میشود

سلام علیکم

شماها واقعا خجالت نمی کشید ؟

اگه بمیرم نمیایید یه فاتحه بدید تو این وبلاگ برید . حد اقل نزدیک مانیتورتون شید وبلاگ منو باز کنید یه فوت کنید تو وبلاگم گرد و خاکای اینجا پاک بشه بی ووجدانا

نا کساااااااااا

با همتون قهرم

دلم خواست میخوام قالب رو عوض کنم

شما هااا : آره آره عوض کن

من : ساکت شید

  
نویسنده : فاریا ; ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ اسفند ،۱۳۸٥


 

سلام . واقعا از همه شما بینندگان که به من لطف دارین ممنونم . شما خجالت نمیکشین واقعا ؟ این صابر رو خدا خفه کنه به امید خدا همین طور همه کسایی که یه روزی اینجا برو بیا داشتن و حال میکردن وقتی نوشته های منو میخوندن

راستش میخوام یه چن تا عکس خوشگل آپ لود کنم تا حالشو ببرین . اینجا م یه کم خاکیه که باید غبار روبی بشه و یه همت عالی برا خونه تکونی ...

بمیرین همتون

بر میگردم

  
نویسنده : فاریا ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٥


 

هم اكنون كه دارم اين جملات را مي تايپم از درونم يه صداهايي به گوش ميرسه . دلم ميگه : عزيزمي ... قلبم ميگه : فقط تو مال مني ... مغزم ميگه : فقط تو تو فكر مني ... دلم ميخواد ببينمت و همچين ...نيگات كنم كه از راه دور خورده بشي . زول بزنم بهت ولي پلك نزنم . ببوسمت ولي لبام نفهمن كه برا چي دارن اينقدر برا رسوندن خودشون بهت بي تابي ميكنن ... چشات ميخوان خورده بشن ولي اون غرور لعنتيت نميذاره ؟ چشات داره داد ميزنه بيچاره ...... خيلي بدبختي ... خيلي بد شانسي ميدوني چرا ؟ آخه اسير من شدي ... منم كه حالا حالا ها در زندون قلبم باز نميشه كه . اصلا هيچ ميدونستي در قلب من فقط و فقط تو تاريخچه زندگيم يه بار بازو بسته ميشد و اون روزي كه چشات چشامو ديد در قلبم باز شد و نيگاتو قاپيد و اون وقت بسته شد . حالا ميخواي چيكار كني ؟ عشق زوركيم اينه ديگه . بايد منو بخواي . بايد بزاري نيگات كنم . مجبوري آب راه افتاده از لبو لوچمو وقتي نيگات ميكنم تحمل كني اي غذاااااااااااااا

  
نویسنده : فاریا ; ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ مهر ،۱۳۸٥


 

سلام ملت ... منم ... فاریای بد شانس . گفته بودم جمعه هام میام آپ میکنم ولی هر وقت که میام بنویسم نوشته هام میپره و منم دیگه حوصله ندارم یعنی اصلا یادم نمیاد که چی نوشته بودم . حتما شما اساتید میگید خوب یه کپی بگیر همیشه ولی...  دوس ندارم الان موهامو میکشم دلم خنک بشه .

روز مرد رو به همسرم تبریک میگم .

بچه ها پس وورد آی دی من باز نمیشه . یه نفر بیاد خودشو معرفی کنه و خیلی خیلی محترمانه منو هک کنه ببینم چه خبره آخه ... هر کی میخواد منو هک کنه اول به خودم توی وبلاگ بگه ببینم صلاحیت داره یانه

یه عروسک فاریا خریدم واسه مهدی که هروقت نصفه شبی وقتی ... بی وقتی من نبودم اونو ببینه یاد من باشه  ... میبینید من چه زرنگم ؟ !!!!

اینم عکس منو مهدی

  
نویسنده : فاریا ; ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸٥